محمد خوانسارى

1

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )

آ - ا آثار ذاتى خواصّ و اعراضى كه مربوط به ذات شىء است نه مربوط به امرى عامتر يا خاصتر از آن . « ذاتى » در اين تعبير ، ذاتى باب برهان است و با « ذاتى » كه در مبحث كليات خمس در مقابل « عرضى » به كار مىرود و به معنى جزء ذات و ماهيت است كاملا متفاوت است ( - اعراض ذاتى ، ص 22 ) « هرعلمى برهانى را سه چيز بود : يكى را موضوع خوانند ، و يكى را آثار ذاتى ، و يكى را مبادى » ( دانشنامه ، ص ، 134 ) . « و اما آثار ذاتى آن خاصيتها بود كه در موضوع علم افتد ، كه بيرون وى نيفتد ، چنان كه مثلث و مربع مر بعضى اندازه‌ها را ، و چنان كه راستى و كژى مر بعضى را ، و اين اثرها ذاتى بود مر موضوع هندسه را ، و چنان كه جفتى و طاقى و هرچه بدين ماند مر شمار را ، و چنان كه سازوارى و ناسازوارى مر آواز را » ( دانشنامه ، ص 136 ) . آراء محموده عقايد مشهورى كه از لحاظ مصلحت عموم يا بحسب سيرتى مخصوص پسنديده و نيكو باشد ( - مشهورات ) ، « . . . و اين صنف را ذايعات نيز خوانند . و آنچه از آن جمله بحسب مصلحت عموم يا بحسب سيرتى پسنديده بود آن را آراء محموده خوانند » ( اساس ، ص 347 ) . « و از آن جمله آراء محموده است . و آن قضايائى است كه اگر بگذارند انسان را با عقل مجرّد او ، [ و ] و هم او ، و حسّ او ، و او را تأديب نكنند به قبول آن ، و اعتراف به آن ، و ظنّ